یک آدم ارغوانی می نویسد

بی سرزمین تر از باد

یک آدم ارغوانی می نویسد

بی سرزمین تر از باد

یک آدم ارغوانی می نویسد

فکر را پر بدهید
و نترسید که از سقف عقیده برود بالاتر
فکر باید بپرد
برسد تا سر کوه تردید
و ببیند که میان افق باورها
کفر و ایمان چه به هم نزدیکند
فکر اگر پر بکشد
جای این توپ و تفنگ،اینهمه جنگ...
سینه ها دشت محبت گردد
دست ها مزرع گلهای قشنگ
فکر اگر پر بکشد...
هیچکس کافر و ننگ و نجس و مشرک نیست
همه پاکیم و رها

***
به زمین نگاه کنید نه به آسمان...!
زیاد در فکر عبادت خداوند که نمی دانی خواست او چیست مباش...!
بلکه به خدمت خلق بپرداز که میدانی مشکلاتشان چیست و چه می خواهند...!

قحطی خاطره!

شنبه_ ۱۱ مهر ۹۴_ ۱۳:۵۰

آقا اصا حس می کنم این روزا خاطره ای نمی سازم که بنویسمش! :|

نوشتنم میاد شدید ولی خاطره نمیاد واسم!کلا در حال نوشتنم ولی هیچ جا ثبتشون نمی کنم!

یا می نویسم همین طور یه جا میذارمشون یا هم بعد که نوشتمشون پاکشون می کنم! :|

+قلب من از صدای تو چه عاشقانه کوک شد...

تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد...

هیچی نگید!دارم تمرین عاشقی می کنم :|

بس که هی دوست جان بهم میگه تو هیچ گوهی حالیت نیست و بی احساسی در زمینه عاشقی!میگه من مطمئنم تو اگه وارد یه رابطه ی عاشقانه بشی همش تو ذوق طرفت میزنی و بهش می رینی و مثلا طرف نمی تونه پیشت حرف عاشقانه بزنه،همش می خندی! :|

میگم حوصلم سر رفته میگه بیا عاشق بشیم! :|

بعد هرچی می گردیم می بینیم کسی نیست عاشقش بشیم دیگه منصرف میشیم و واسه اینکه از حالت سر رفتگی حوصله در بیایم دوباره آبرو ریزی می کنیم! :|

همش بخاطر بیکاریه که من اینجوری بی آبرو شدما!

دو شب پیش رفته بودیم عروسی بعد یکی از دوست جانان می گفت نامزدش گفته تو عروسی همه ی انگشت ها به سمت شخص شخیص بنده بوده!با این عنوان که : این همون دختره موتور سوارس!!!! 

:||||

ینی خیلی شانس آوردم که موقعیت رقصیدن دیگه واسم پیش نیومد وگرنه...!

رسوا شدم رفت!ولی نو پرابلم!من یه سال دیگه بیشتر تو این جهنم دره نیستم!همین طوری که این هفده سال رو گذروندم این یه سال رو هم بگذرونم بعدش دیگه حله!

+ای همشهریان عن من!می دونم تو وبم هم هستید ولی حسم نیست آدرسمو عوض کنم!اگرم عوض کنم باز با یه سرچ می تونید وبمو پیدا کنید چون من دلم نمیاد اسم وبمو عوض کنم!به هر حال...خوش باشید با نوشته های من! :|

+اتفاق خاصی این روزا نیفتاده که بنویسم! :|

  • آدم ارغوانی

نظرات (۱۵)

"حوصلم سر رفته، بیا عاشق شیم" عاشق این جمله شدم! منم این روزا خاطرم نمیاد! ینی انگار همه چی عادیه! هعی روزگار... :|

پاسخ:
:)))
دقیقا! :|
یه جور عادیه مزخرف!
ای بابا ، کجایی داداشم ؟!

+ یلدات مبارک :)
  • • عالمه •
  • "همشهریان عن"! (((: عالی بود! (((:
    پاسخ:
    ممنانم :)
  • لولا پالوزا
  • خدا خیرت بده که به یاد موتور سواریت افتادم کلی روحیه م باز شد:)))

    پاسخ:
    :دیییی
    :)
    میتونی ادرس رو عوض کنی و بعد بری تو تنظیمات پیشرفته بخشِ معرفی در وب و اون تیک ها رو برداری تا با سرچ نشه وبت رو پیدا کرد.

    راستی بعد از روزها سلام :)
    پاسخ:
    ممنون از راهنماییت :)
    سلام :دی
    :)
    پاسخ:
    سلام :)
    بنویس!!!!
    پاسخ:
    نوشتنم نمیاد!
    پست جالبی بود 
    بیخیال ادما 
    ± عاشق شدن محض سرگرمی را بگوو...=-O
    پاسخ:
    ممنانم! :)
    اوهوم!
    +:دی
  • پدرام یراقچی
  • خخخخ
    گفتی یاد آقای خاطره افتادم

    پاسخ:
    ها؟!
    منم همین طور
    هیچ چیزی ندارم که ازش بندیسم
    پاسخ:
    پس همدردیم!
    غصه نخور منم مثه تو احساس خاصی نشون نمیدم اصن:))))

    پاسخ:
    غصه نمی خوریم! :)))
  • آقای سر به هوا ...
  • موتور سوار :)) تابلو شدیا :دی
    منم جدیدا خاطره نمیاد تو ذهنم :( :دی
    پاسخ:
    تابلو شدم بدجور!
    :(
    :|
    و من حرفی ندارم 
    پاسخ:
    :|
    الان به یکی شلیک کنی حالت بهتر میشه!؟
    پاسخ:
    ترجیح میدم با چاقو طرفو بکشم!بعد لت و پارش کنم! :)
  • نگــ ❤ـار
  • واقعا چقد همشهریات رو با احترام خطاب میکنی :|
    پاسخ:
    دوست عزیز...شما هیچ از بلاهایی که بر سر من آورده اند خبر نداری!بدتر از این ها حقشان است! :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی