یک آدم ارغوانی می نویسد

بی سرزمین تر از باد

یک آدم ارغوانی می نویسد

بی سرزمین تر از باد

یک آدم ارغوانی می نویسد

فکر را پر بدهید
و نترسید که از سقف عقیده برود بالاتر
فکر باید بپرد
برسد تا سر کوه تردید
و ببیند که میان افق باورها
کفر و ایمان چه به هم نزدیکند
فکر اگر پر بکشد
جای این توپ و تفنگ،اینهمه جنگ...
سینه ها دشت محبت گردد
دست ها مزرع گلهای قشنگ
فکر اگر پر بکشد...
هیچکس کافر و ننگ و نجس و مشرک نیست
همه پاکیم و رها

***
به زمین نگاه کنید نه به آسمان...!
زیاد در فکر عبادت خداوند که نمی دانی خواست او چیست مباش...!
بلکه به خدمت خلق بپرداز که میدانی مشکلاتشان چیست و چه می خواهند...!

بازگشت غرور آفرین بنده!

جمعه_ ۲۷ شهریور ۹۴_ ۱۴:۵۶

خب بازگشتم رو به همه تبریک میگم مخصوصا کسایی که این مدت تو شهر چیزی واسه بحث کردن در موردش نداشتن و همچنین تعقیب کنندگان گرامی که دوباره کارشون راه میفته و همه کسایی که از ندیدن بنده تو شهر تعجب کردن! :|

یکهویی نوشت:الان دوست جان زنگ زد!بعد از اینکه به جای سلام کردن اندکی صداهای عجیب از خود درآوردیم که یک چیزی مانند ترکیب صدای گاو و چند حیوان دیگر بود:

دوست جان:چه خبر؟!

من:گشنمه!

دوست جان:ای خداااا!بذار برسی!دارم میگو درس میکنم!

من:(از همان صداها!)برا منم درس کن بعدا میام بخورم!

دوست جان:چی واسم آوردی؟!

من:صدای هار هار خنده!

دوست جان:ینی به خدا اگه چیزی نیاورده باشی چیزی رو که برات خریدم بهت نمیدم!

:|

ینی نه رسیدن بخیری نه سلامی علیکی!اصا اگه کسی با ما آشنایی نداشته باشه رفتارامون رو به چشم باهم ببینه وحشت می کنه!

خب ادامه...

جایتان خالی بسی سفر خوش گذشت و بسی دیوانه بازی درآوردیم در شهرهای غریب بدون اینکه آبرویمان برود!!ها ها ها ها!

چقدر حال می دهد کرم ریزی در جایی که آدم را نمی شناسند و بدون نگرانی!زیرا می دانی که دیگر تو را نخواهند دید!

از خوش ترین قسمت های  سفر می توانم به کوهرنگ شهری در چهار محال و بختیاری اشاره کنم که سردترین منطقه آنجاست!خدا نسیب هیچ جنوبی ای نکند همچین سرمایی را که بخواهد آنجا مثل من بنشیند و از شدت سرما توی سر خودش بزند و اشک در چشمانش جمع شود :|

در آنجا جایی بود به نام غار یخی چما که باید چند کیلومتری را با ماشین هایی مثل سایپا می رفتی و نامرد ها شصت تومان هم کرایه می گرفتند :|

(جاده درست نمی کنن بعد وسیله میذارن پول بگیرن! :|)

خلاصه ما بر پشت سایپا سوار شدندی و راهی کوه و در و دشت شدیم!و آنقدر راهش داغون بود که ما دل و روده مان باهم قاطی شد و بدنمان خرد شد بس که به در و دیوار این ماشین خوردیم و پک و پوزمان هم از بادی که بهمان می خورد چاک چاک شد!

خلاصه رسیدیم آنجا و هوا چنان دلنشین بود و چادر ها و دام ها و سگ های بختیاری ها هوش از سر ما برد که ما اشک در چشم هایمان جمع شده بود و نزدیک بود از فکر بازگشت گریه مان بگیرد و همه اش داشتیم به طور جدی با خودمان فکر می کردیم که برویم یک جوری گم و گور شویم تا پیدایمان نکنند و خانواده گرامی از پیدا کردنمان نا امید شوند و بروند و ما همان جا برای همیشه بمانیم!در همین فکرها بودیم و فکر می کردیم که این جا بهشت است و کاش برای همیشه در این دشت زندگی می کردیم و اینکه چقدر ما بدبختیم که در آن گرما زندگی می کنیم، که تصمیم گرفتیم برویم به سمت آن غار یخی!برای رسیدن به آن غار باید از بین کوه و از داخل آبی که به طرز وحشتناکی سرد بود رد می شد!به حدی سرد که انگشت پا را که در آن می گذاشتی استخوان سرت شروع به تیر کشیدن می کرد!

حالا فکر نکنید چون ما جنوبی هستیم و سرما ندیده ایم انقدر سردمان شد!نه...واقعا سرد بود!این مکان به عنوان سردترین منطقه خاورمیانه شناخته می شود!البته فکر کنم در تابستان!

خلاصه ما که همیشه ی خدا جوگیر بوده ایم برای دیدن این جور جاها تا کمر رفتیم توی آب و از آن جای باریک با جیغ و داد سعی کردیم رد شویم!البته فقط من نبودم که اینطور کولی بازی در آورده بودم و داد و فریاد می کردم!همه ملت از شدت سرما و فشار آب که نزدیک بود مرا ببرد داد و فریاد می کردند!در چندین قسمت هم به دلیل فشار آب نزدیک بود دیار فانی را وداع گویم که با تکیه بر مردان و دستگیری و یاریشان دیار فانی را وداع نگفتیم!مجبور شدم می فهمی؟!مجبووووور!داشتم با آب می رفتم می فهمی؟!!

در آن لحظه هایی که در آب تشریف داشتم یقین داشتم که پاهایم یخ زده اند و مجبور خواهم شد همه ی انگشتهایم یا کلا پاهایم را قطع کنم!هی سعی می کردم انگشت هایم را تکان دهم ببینم تکان می خورند یا حسشان می کنم یا نه!

دیگر در حالی که وحشت کرده بودیم از سرما رسیدیم به غار ولی به جای درست دیدن غار فقط می پریدیم هوا و اینور و آنور می رفتیم تا شاید پاهایمان کمی گرم شوند ولی هیچ...پر کفشمان آب بود آنجا هم دوباره توی آب بودیم...دیگر همانجا نشستیم و زدیم توی سر خود که حالا چطور دوباره توی این آب یخ برگردیم و همان جا فریاد " غلط کردم گوه خوردم" سر دادیم!(ینی انقد مث غارای ایسلند بود!با اینکه نتونستم درست ببینمش و همه جاشو بگردم ولی خو حالا خوبه اگه یه روز زبونم لال ( :| ) نرفتم ایسلند دیگه حسرت دیدن این غارا به دلم نمونده حداقل!)موقع برگشتن هم ما دوباره چنان سردمان شد که همانجا به زبان خودمان داد می زدیم:ووووی بوشهر کروان گرمات بگردم!گرمِی بوشههههر کجییییی!!!بیو مو ذوب کن اصا!گوه خواردُم!(ترجمه:ووواااای بوشهر من قربون گرمات بشم!گرمای بوشهر کجااااایی!بیا منو ذوب کن اصلا!گوه خوردم! :|)

من همین جور داد می زدمو ملتم...البته باز اونقد زیاد تو چش نبودم!با اون صدای آب و صدای داد و فریاد بقیه یکم صدای من گم میشد ولی باز بیشتر از بقیه تو چش بودم! :|

ینی وقتی از آب اومدم بیرون از شدت سرما به نفس نفس افتاده بودمو فقط اینور و اونور دنبال آتیش می گشتم و هرجا دوتا دونه زغال می دیدم می رفتم کنارش می نشستمو زیر و روش می کردم تا یکم گرم شم ولی همش بعد چن دیقه رو زغالا دست می ذاشتم می دیدم زغالا از من سرد ترن! :|دیگه همونطور با همون سر و وضع خیس دوباره پشت سایپا نشستیمو برگشتیم!ینی سرما نخوردنم از معجزات الهی بود!مطمئن بودم جوری مریض میشم که یا باید برگردیم یا چن روز بستری شم! :|

خلاصه این طور شد که من هنوز چن دیقه نگذشته بود از اینکه داشتم به محلمون و گرماش فحش می دادم برای اولین بار واسه یه مدت کوتاه نسبت بهش احساس علاقه مندی کردم! :|

شاد و آزاد باشید :))

  • آدم ارغوانی

نظرات (۱۷)

بالای غار بزرگه یه کوه با شیب نسبتا صاف بوداااا ما ازون مسیر پایین اومده بودیم:)))))^_^یعنی رسما سقوط اازاد بود.برگشتنی از تو اب اومدیم.
پاسخ:
متاسفانه ما بعد از اینکه نابود شدیم فهمیدیدم :|
سلام ......یه چیز بگم همین اول "کلا از این چیزایی که مینویسی خوشم نمیاد.. ولی چن وخ پیش یه اهنگ گذاشته بودی( گله دارم ) دانلودش کردم ...خیلی خوب بود دمت گرم ... یه انتقاد کوچک یخورده بی حیا مینویسی ...
پاسخ:
سلام...:)
خوشحالم که خوشتون اومده!(آهنگه!)و اشکالی هم نداره که کلا از چیزایی که می نویسم خوشتون نمیاد!چون من واسه خودم مینویسم!
به حیا اعتقادی ندارم!
آآآ ایول خوب بود :)
پاسخ:
:دی
:))))))
پاسخ:
:)))
اره خیلی حال میده ملتو گیر بیاری یا داد و هوار کنی ت جایی ک غریبی
پاسخ:
اوره!دقیقا!
  • سیـن بـانو ...
  • همه باهم: خوش آمدی خوش آمدی :))
    پاسخ:
    ممنانم ممنانم ^_^
  • آقای سر به هوا ...
  • به به ! بالاخره تشریف آوردین :دی
    خوش تشریف آوردین :))
    پاسخ:
    ممنانم! :)
    سلام
    دعوتید به یک فنجان شعر قندپهلو  :دی
    پاسخ:
    سلام!
    :))
    :))))
    خوش برگشتییییییی:دی

    پاسخ:
    ممنووووون! :دی
    نمیشه ؛ ادم وقتی به یه جا عادت میکنه خوب و بد اول و اخر نمیشه که هرگز دلش برا اونجا تنگ نشه 
    ±لهجه بوشهری میخوام:-D
    ±±پست با نمکی بود
    ±±±شااااد باشین یا حق
    پاسخ:
    شاید!
    + :دی
    ++ممنانم! :)
    +++ممنون!شما هم!
  • پدرام یراقچی
  • خلاصه و مفید
    سلام خوش اومدی
    دوستان به جای ما
    همینکه سلامتید مارا بس است
    :)
    منتظر پست های بعدیتون هستم
    پاسخ:
    سلام!
    ممنون!
    خوش آمد
    سرما نخورین:)
    پاسخ:
    ممنانم!
    نه نخوردم دیگه! :)
  • حورا صاد.الف
  • <اییی من عاشق جاها یخی ام :|||
    اصن یه هیجان خفته توشونه,عکس نگرفتی؟فقط جیغ زدی؟ :|
    من با اینکه اصلا تا حالا توی شهرتون پا نذاشتم ولی خودم ترجمه ی اون تیکه به زبان محلی رو فهمیدم :||
    من کیسه ای پر از استعدادم به یقین :دی
    خوش بذگره بازم :دی
    پاسخ:
    من نیز :|
    گفتم که تا کمر تو آب بودم چجوری گوشی می بردم عکس بگیرم؟! :|
    :|
    بعله...اصا شما داری تباه می شید!یه فکری برا خودتون کنید این همه استعداد به هدر نره! :دی
    ممنانم! :))
    ای نمیری تو پکیدم از خنده
    پاسخ:
    :دی
    مطالبتون خیلی خوب بود بازم سر میزنم.
    پاسخ:
    :|

    مو خوم جنوبیِوم درکِت ایکُنُم :|

    پاسخ:
    خو زودتر بوگو! :|
    سلام
    همچین یه جورایی انگار یادتون رفته کوه به کوه نمی رسه ولی ادم به ادم می رسه؟
    امیدوارم تمام به قول خودتان کرم ریزی ها پر از شادی و نشاط برای شما و بقیه بوده باشه و تلخ کامی به بار نیاره.. برخی ها کرم ریزی هایشان پر از تلخی است برای دیگران.. مبرا باشید از این نوع
    پاینده و سرزنده باشید
    پاسخ:
    سلام!
    ها؟!نفهمیدم منظورتون چیه!
    سعی می کنیم از آن کرم ریزی ها نداشته باشیم!
    ممنانم! :)
    شما نیز! :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی