یک آدم ارغوانی می نویسد

بی سرزمین تر از باد

یک آدم ارغوانی می نویسد

بی سرزمین تر از باد

یک آدم ارغوانی می نویسد

فکر را پر بدهید
و نترسید که از سقف عقیده برود بالاتر
فکر باید بپرد
برسد تا سر کوه تردید
و ببیند که میان افق باورها
کفر و ایمان چه به هم نزدیکند
فکر اگر پر بکشد
جای این توپ و تفنگ،اینهمه جنگ...
سینه ها دشت محبت گردد
دست ها مزرع گلهای قشنگ
فکر اگر پر بکشد...
هیچکس کافر و ننگ و نجس و مشرک نیست
همه پاکیم و رها

***
به زمین نگاه کنید نه به آسمان...!
زیاد در فکر عبادت خداوند که نمی دانی خواست او چیست مباش...!
بلکه به خدمت خلق بپرداز که میدانی مشکلاتشان چیست و چه می خواهند...!

ملت شهرمون نگرانم نشن یه وقت!

جمعه_ ۱۳ شهریور ۹۴_ ۱۷:۰۶
+دوست جان می گفت چند روز پیش پسر عموی گرامی و فضولش به او گفته بود تو و فلان دختر و فلان دختر که یکیش من باشم هر روز در شهر چه می کنید و کجا می روید؟! :|
بعد پسر عمویش می گفت یکبار با دوستش ما را دیده اند و آن دوست گرامی اش هم به او گفته:یعنی محال است کسی بیاید توی شهر و این دو نفر_که من و دوست جان باشیم_ را نبیند!
:|
به نظرتون این چند روزی که میخوام برم مسافرت یه اعلامیه ای چیزی نزنم که ملت شهرمون به خصوص تعقیب کنندگان گرامی نگرانم نشن؟! :|
+و خداوند مرا یک فرد سوتی دهنده آفرید تا خنده و شادی را در جهان بگسترانم! :|
تو گروه کلاس مکالممون گفتم باید برم و خدافظی کردم بعد یکی از پسرای کلاس گفت کجا میری؟!منم گفتم:طرفای شمال و شمال غرب ایران! :|
فک کردم منظورش واسه سفره!اصا نابود شدم با این سوتی!
تازه خودم که متوجه نشدم تا اینکه دوستم اومدم پی وی بهم گفت مریم منظورش اینه که الان کجا میخوای بری!گفتم پس ینی ریدم؟!گفت آره خیلی!و از هوش رفت! :|
خو چیکار کنم!؟اونطرف بقیه دوستام هی ازم می پرسیدن مسافرت کجا می خوای بری منم یهو با اپن یکی گروه قاتی کردم و موجب خنده ملت شدم! :|
من میگم من اول سوتی بودم بعد دست و پا درآوردم کسی باور نمی کنه!
+دیشب انقد با دوست جان راه رفتیم که پام سه تا تاول گنده زده! آخراش دیگه از شدت خستگی عین زامبی راه می رفتیم و به دوست جان گفتم می دونی الان چی باعث میشه مث مارمولک در بریم و سرعتمون زیاد شه؟!گفت چی؟!گفتم:کافیه یه ماشین الان کنارمون وایسه تا به خودمون برینیم و در بریم!اصا اون موقع دیگه خستگیمون به چشم نمیاد و در عرض چند ثانیه به مقصد می رسیم! :|
بعد همین طور از شدت خنده به خودمون می پیچیدیم! :|
اصا هر وقت با دوست جان خسته ایم انقد چرت و پرت و حرفای بی ربط می زنیم که به عقل خودمون شک می کینمو فقط باعث میشه از شدت خنده انرژیمون کمتر بشه!
مثلا یه موتور که سه نفر سوارش بودن رد شدن و یه گوهی واسه خودشون خورد بعد دوست جان با ناله واسه خودش می گفت:شما دیگه چتونه؟!اگه کله تون رو تکون بدید میفتید!
:|
:|
من هنوز تو کف این حرفشم!اصا هرچی جملشو تکرار می کردم خودشم نمی دونست منظورش از این حرف چی بوده!
+الان مامانم بالا سرم بود داشتم دنبال کلید خونه تو کیفم می گشتم که بهش بدم یهو دست کردم تو کیفم باهاش سوییچ موتور اومد بیرون! :|
خوشبختانه ندید و من هنوز زندم! :|
+دیشب تو یه خیابون تاریک بودیم و دوست جان می ترسید و من که برعکس اون عاشق تاریکی ام همینطور وسط جاده صدا از خودم تولید می کردمو می رقصیدم و می چرخیدم بعد دوست جان هی از من فاصله می گرفت و باهام دعوا می کرد!حالا دلیلش!چون حس می کرد من تبدیل به جن شدم! :|
دیگه داشت از خودشم می ترسید! :|
من حرفی ندارم!
تازه جالبیش اینجا بود که همینطور که من صدا از خودم تولید می کردم و دوست جان هی می گفت اینطوری نکن ازت می ترسم یهو صدای چن تا پرنده ی عجیب هم اومد و دیگه اوشون قشنگ زهرش ترکید!و ما نیز هار هار بهش خندیدیم!
بازم می دونم خیلی بی مزه ایم! :|
ولی خو خندم میاد!
+ولی در میان این همه خنده و شادی ام دلم می خواهد امروز را بروم در کوه و یک جا بنشینم و فقط برای آن کودک غرق شده گریه کنم...! 
شاید هم همین کار را کنم -_-
  • آدم ارغوانی

نظرات (۶)

این وب را عاشقم پر از انرژی ست
پاسخ:
ممنانم! :)
عخی...
پاسخ:
:)))
سلام مریم خانم
نوشته هاتو دوست دارم حتی خنده هاتو.. اما ... امایش بماند.. همینقدر که دوست می دارمت، برایم بس است.. الحمدلله..
پاینده باشی خواهرم
پاسخ:
سلام! :))
ممنانم!
:))
همچنین شما!
شاد باشید! :)))
کدوم کودک غرق شده ؟
دوست جانت از پهنا در حلقم :|
پاسخ:
همون بچه غرق شده سوری که تو ساحل ترکیه پیداش کردن!
:|
:|
  • سیـن بـانو ...
  • :)))

    عالی مثل همیشه :)
    پاسخ:
    :)))
    ممنانم! :))
    تلخ کردی ماجرارو 
    کودک غرق شده
    پاسخ:
    :(((
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی